چهار دست و پا رفتن پسر قشنگم
آرادنازم از 9 شهریور 91 شروع کردی به چهار دست و پا رفتن... کم کم ولی الان ویری مثل بنز...خیلی خوشحالم وقتی مثل موشا همه جا سرک میکشی..تازه دستاتم یکم این ور و اون ور میگیری که بلند شی.خیلی خطرناک شدی...دندون دومتم دیگه سفید شده امروز فرداست که سر بزنه...کم کم داری مرد میشی..باورم نمیشه اینقدر داره زود میگذره ...2ماه دیگه تولدته عشق مامانی با اون چونه تیزوکله گردت...راستی پس فردا تولد بابا جونه..چی براش میخری شیطون بلا راستی اینو یادم رفت بگم علاوه بر زن عمو سمیه که نی نی تو شکمشه زن عمو وجیهه هم نی نی دار شده...سه تایی با هم میشین لشگر لیان شامپو...توام میشی سر دستشون..از الان میتونم تصور کنم که سه تایی چه قیامتی به پا میکنین.خدا بخیر ...
نویسنده :
mamani
9:10


